بیروت؛ 8 شوال 1428 هـ برابر با 19 / 10 / 2007 م
مطالب مهم خطبه اول: تقوای اعضا و رفتار / مسؤولیت انفاق / ویژگیهای پرهیزگاران / آزادی اراده.
مطالب مهم خطبه دوم: کنفرانس فریب آمیز آمریکایی / دستاوردهای بیشتر برای اسرائیل و عقب نشینی اعراب / تعیین پایانی بر اشغال عراق / لبنان، مشکلات سیاسی پابرجا.

خطبه اول:
تقوای اعضا و رفتار
خداوند متعال میفرماید: «وسارعوا إلی مغفرة من ربکم وجنة عرضها السموات والارض أعدت للمتقین الذین ینفقون فی السراء والضراء والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین والذین إذا فعلوا فاحشة أو ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب إلا الله ولم یصرّوا علی مافعلوا وهم یعلمون اولئک لهم مغفرة من ربهم وجنات تجری من تحت الانهار خالدین فیها ونعم أجر العالمین».
در این آیات خداوند متعال همه مردم را دعوت میکند که در اعمال و گفتارها و روابط و تعاملات خود – در آنچه که گناه و اشتباه مرتکب شدهاند – برای دستیابی به مغفرت الهی از یکدیگر سرعت بگیرند تا اینکه هر گاه طلب غفران کنند و به خداوند اخلاص بورزند خداوند ایشان را ببخشند و در فردای قیامت در حالی در برابر خداوند متعال بایستند که به مغفرت و رضایت دست یافتهاند و پاداش ایشان نيز رسیدن به بهشت باشد.
نیز خداوند متعال میفرماید که رسیدن به بهشت باید از طریق فراهم آوردن تعدادی از رفتارها صورت گیرد و رسیدن به بهشت نیز از طریق فراهم آوردن ملکه تقوا امکان پذیر است. تقوا نیز بر دو گونه است: اول تقوای فردی. این که انسان عبادتهایی را که خداوند بر او واجب کرده است انجام دهد و محرماتی را که خداوند از آن نهی کرده است ترک کند.
دوم تقوای اجتماعی است و آن به روابط انسان با مردم ارتباط پیدا میکند. در جامعه انسانهایی وجود دارند که نیازمندند. زیرا شرایط زندگی کریمانهای ندارند. آن هم به خاطر اینکه یا فرصت کار و اشتغال ندارند یا اینکه نمیتوانند کار کنند یا اینکه یتیم هستند و خانوادهای ندارند و یا اسیر هستند و توانایی مدیریت امور زندگی خود را ندارند. تقوا در چنین حالتهایی این است که از مالی که خداوند روزی تو گردانیده است به این دسته از مردم انفاق نمایی، چه وقتی که از وضعیت خوبی برخوردار هستی و چه وقتی که در تنگنای مالی قرار داری، «الذین ینفقون فی السراء والضراء» باید از اموالی که با تلاشهای خودت بدست آوردهای ولو به اندازه اندک ببخشی. چرا که گفته میشود: «اندک باز هم بهتر از محرومیت است».
پس انسانی که از مال خود میبخشد به اسباب و ابزار تقوا دست یازیده است. زیرا او از روی خدا دوستی، ترس از خداو وفاداری به خداوند انفاق میکند. زیرا خداوند میفرماید: «وأنفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه» یعنی آن مالی را که خداوند به شما میبخشد، شما نسبت به مصرف آن در مواردی که خداوند دستور داده است وکیل هستید. تو آزاد نیستی مال خود را هر طور که خواستی به مصرف برسانی. زیرا بعضی از مردم میگویند که مال خودم هست و آزادم هر طور که خواستم – در راه حلال و یا حرام – آن را مصرف کنم. نه اینگونه نیست. خداوند تو را نسبت به این مال وکیل و امین قرار داده است. پس این مال حقیقتاً مال خودت نیست بلکه از آن خداوند است. «وانفقوا من مال الله الذین آتاکم» این مال از آن خداوند است. تو و مال تو و زندگی تو همگی از آن خداوند است. تو برای خودت چیزی نداری. «فما بکم من نعمة فمن الله وإن تعدوا نعمة الله لاتحصوها» خداوند میفرماید که من به تو مال دادم و مصرف این مال بدین گونه است: «وفی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم».
مسؤولیت انفاق
خداوند مال را روزی تو گردانیده است و به تو مسؤولیت داده است که از آن به فقرا و مستمندان ببخشی و خرجی همسر و خانواده خودت را بدهی. نمیتوانی به خانوادهات خرجی ندهی و اموالت را در راه شهوترانی مصرف کنی. مانند بعضی از مردم که مال بدست میآورند و آن را در قمار مصرف میکنند یا در شهوترانی و کامجوییهای خود به مصرف میرسانند و خانواده خود را از آن محروم میکنند. توجه به یک نکته اساسی لازم است. نفقه همسر حق اوست و شوهر حق ندارد همسر خود را بدون پول رها کند. حتی اگر زن تو کارمند و صاحب درآمد هم باشد باز هم خرجی حق اوست و این حق برعهده شوهر است.
از آثار تقوا این است که بهشت با تمام نعمتهای آن برای پرهیزگاران آماده شده است. آن کسانیکه از خدا پروا میکنند و از او میترسند و او را در نظر میگیرند و او را دوست دارند و تقوای اجتماعی اولاً در مورد کسانی صدق میکند که در نهان و آشکار انفاق میکنند.
ویژگیهای پرهیزگاران
صفت دوم: «والکاظمین الغیظ» یعنی اگر انسان در محیطهای خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، با دیگران دچار مشکلاتی شد، خشم خود را در سینه فرو میخورد و با فحش و دشنام و کتک کاري، خشم خود را منفجر نمیکند.فرو خوردن خشم از آن جمله ویژگی هایی است که ایمان مردم را والایی میبخشد. در حدیث آمده است: «کسی که خشم خود را بخورد، با آن که می تواند آن را اعمال کند، خداوند قلب او را از ایمان لبریز میسازد.»
امام علی (ع) میفرماید:«کی میتوانم خشم خود را اعمال کنم. وقتی که میتوانم به من گفته میشود ببخش و وقتی نمیتوانم [به من] گفته میشود صبر کن.» پس در هر دو حالت انسان باید خشم خود را فرو بخورد. وقتی توانایی دارد ببخشد و وقتی ناتوان است صبر پیشه کند.
نیز در حدیثی از امام زین العابدین (ع) آمده است: «گواراترین جرعهای ک نوشیدهام این است که خشم خود را فرو خورم.» هیچ چیزی برایم گوارتر از این نیست که خشم خود را فرو بخورم. زیرا وقتی خشم خود را درون سینهات محبوس میکند، به اعصاب و نفس خودت فشار میآوری و این نشان از قدرت موضع گیری تو دارد. «والعافین عن الناس» از کسی که به تو اهانت کرده است درگذری. خداوند میفرماید: «وإتعفو أقرب للتقوی» نزدیک تر به تقوا این است که ببخشی و درگذری. زیرا این کار نشان از والایی اخلاق تو دارد.
«والله یحب المحسنین» کافی نیست که خشم خود را فرو بخوری و از ظلمی که به تو شده است درگذری. بلکه باید نیکی کنی.
در سیره یکی از ائمه (ع) آمده است که ایشان کنیزی داشتند و آن کنیز آب را روی دستان آن حضرت می ریخت. به نظر میرسد که آفتابه مسی بود. کنیز مشغول تماشای آن شد که ناگهان آفتابه به روی سر امام (ع) افتاد و آن را شکافت و خون جاری شد. کنیز گفت: ای مولای من! والکاظمین الغیظ. حضرت فرمود: خشم خود را فروخوردم. کنیز گفت: والعافین عن الناس. فرمود: تو را بخشیدم. کنیز گفت: والله یحب المحسنین. حضرت فرمود: برو تو را در راه خدا آزاد کردم.
سپس خداوند ویژگی پرهیزگاران را تکمیل میکند. خداوند با نگرش به ویژگیهای درونی انسان میفرماید: «والذین إذا فعلوا فاحشة – و آن عملی است که از حد طبیعی خود فراتر رفته و تجاوز کرده است – أو ظلموا انفسهم – با معصیت به خودشان ستم کردند. بعضی از مردم وقتی خطا کردند و از حدود شرعی پا را فراتر نهادند، به اشتباه خود ادامه میدهند. ولی بعضی دیگر وقتی خطایشان یادشان آمد تأمل میکنند و میگویند که چگونه نافرمانی خدا کردم و چگونه با نافرمانی به خودم ستم کردم و چگونه حدود شرعی را زیر پا گذاشتم؟ - ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم – از خداوند طلب بخشش و رضوان میکنند – ومن یغفر الذنوب إلا الله – و چه کسی غیر از خداوند وجود دارد که این گناهان را بیامرزد – ولم یصرّوا علی ما فعلوا – با باقی ماندن بر اشتباهات و ستمهای خود بر کردار خود اصرار ندارند. بلکه از کردار خود برمیگردند – وهم یعلمون»
«اولئک جزاؤهم مغفرة من ربهم – خداوند کسی را که طلب بخشش میکند و بر اشتباهات خود اصرار نمیورزد به سوی خدایش برمیگردد میبخشد – وجنات تجری من تحت الانهار خالدین فیها – مرگی در آن نیست – ونعم أجر العالمین».
آزادی اراده
پس انسان اختیار دارد که انتخاب کند که جزو پرهیزگارانی باشد که خشم خود را فرو میخورند و از مردم درمیگذرند تا به بهشتی برسند که پهنای آن آسمانها و زمین است و یا گرفتار جهنم شود؟ مثل حر بن یزید ریاحی که فرمانده سپاه بنیامیه بود و عازم جنگ با امام حسین (ع) شد. اما وقتی دید که کار به جای حساس خود رسیده است، چون ایمان داشت و مانند بقیه فرماندهان و افراد سپاه نبود، یک تصمیم اساسی گرفت و این تصمیم بسیار دشوار بود. ایستاد و لرزش او را درگرفت. وقتی تصمیم گرفت بدنش شروع به لرزیدن گرفت. یکی از یارانش این وضعیت را دید و به او گفت: آیا میلرزی؟ به خدا سوگند! اگر به من گفته شود شجاعترین اهل کوفه کیست جز تو را برنشمرم. حر گفت: من خودم را بین بهشت و جهنم مخیّر می بينم. جهنم اینکه با حسین بجنگم و بهشت این که از بنیامیه جدا شوم و به درگاه خداوند توبه کنم و به سوی حسین (ع) بیایم. من در برابر انتخاب قرار دارم. اینکه این فرماندهی را حفظ کنم یا اینکه به یکی از سربازان حسین (ع) تبدیل شوم. سپس گفت: من بین بهشت و جهنم مخیّر هستم. پس به خدا سوگند اگر قطعه قطعه شوم و سپس سوزانیده شوم، به جای بهشت چیز دیگری را انتخاب نمیکنم. بهشت معادلی ندارد. نه مال و نه رهبری و نه فرماندهی با بهشت برابری نمیکند. لذا به سوی امام حسین (ع) رفت و در برابر آن حضرت به شهادت رسید. امام (ع) او را در برگرفت و به او فرمود: «تو آزادهای همان گونه که مادرت تو را نامید – آزاده آن کسی است که صاحب اختیار اراده خودش است و کسی که صاحب اختیار ارادهاش نیست و تابع شهوات و امیال خود است آزاده نمیباشد – آزاده در دنیا و خوشبخت در آخرت.» پس ای عزیزان! آزاده باشید آن گونه که امیر المؤمنین (ع) فرمود: «بنده غیر خودت مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.» پس باید طوری حرکت کنیم که در برابر شهوات و همه مردم آزاده و در برابر خداوند بنده باشیم.

خطبه دوم:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا تقوا پیشه کنید و با قدرت و مسؤولیتپذیری و با تمام آن چیزهایی که با جهاد برای اسلام و مسلمین خداوند را از شما راضی میگرداند موضعگیری کنید. ببینیم در اطراف ما چه میگذرد؟
کنفرانس فریب آمیز آمریکایی
پیرامون کنفرانس صلحی که قرار است به دعوت بوش در پائیز آینده برگزار شود، موضعگیریها و تصریحات مسؤولان آمریکایی و اسرائیلی تأکید میکند که حرفها و حديثهای مطرح پیرامون کنفرانس به مرور زمان از بین خواهد رفت تا برای اسرائیل این آزادی سیاسی باقی بماند که مسائل را پیچیده ساخته و سرانجام به بنبست بکشاند، درست مثل کنفرانسهای گذشته. زیرا هدف اساسی این است که سیمای اسرائیل نزد جهانیان پرفروغ جلوه کند و اعراب مجبور شوند که روابط خود را با آن عادی کنند. در حالی که آمریکا تصریح داشته است تشکیلات فلسطینی و دشمن صهیونیستی نمیتوانند با یک سند ساده و مختصر که یک نشست بینالمللی آن را آماده میسازد، مشکلات چند ده ساله خود را حل کنند. همان گونه که آمریکا هیچ چیزی را که مورد قبول اسرائیل نباشد مد نظر ندارد و این یعنی این کنفرانس هیچ گونه پیامد مثبتی را برای صلح در پی نخواهد داشت.
از همه میتوان چنین دریافت که آمریکا به تشکیلات فلسطینی و اعراب فقط یک توهم و خیال سیاسی خواهد داد که منتهی به راه حل نخواهد شد تا اینکه اعراب از یک شکست به شکست دیگر منتقل شوند. آمریکا ممکن است اینان را وارد سرگردانیهای سیاسی کند. زیرا سیاست آمریکا این است که با استفاده از گذر زمان عادی شدن روابط اعراب و اسرائیل را تدریج کامل کند. چرا که دولت عبری به یک واقعیت در سیاست و اقتصاد و امنیت دنیا تبدیل شده است. هدف آمریکا این است اعراب آنچه را که اسرائیل به ایشان تحمیل میکند بپذیرند. اسرائیل هم دارد با بازی متحرکی از یک سو بر نقاط ضعف اعراب فشار میآورد و از سوی دیگر در بین فلسطینیها دستهبندی ایجاد میکند.
ما به مسؤولان عربی و خصوصاً تشکیلات خودگردان نصیحت میکنیم که در این کنفرانس حضور پیدا نکنند. این کنفرانس چیزی جز فریب و نیرنگ به آنها نخواهد داد و شرکت کنندگان در کنفرانس به کنفرانس ديگری پس از دوره بوش منتقل خواهند شد. آمریکا میخواهد با استفاده از عنصر زمان قضیه فلسطین را به بنبست بکشاند و در نهایت اینکه اعراب عقب نشینیها بیشتری صورت دهند تا چیزی برايشان باقی نماند.
دستاوردهای بیشتر برای اسرائیل و عقب نشینی اعراب
در همین راستا وزیر دفاع دشمن صهیونیستی عقب نشینی از مناطق وسیعی در شرق قدس و از جمله بخشهای قدیمی شهر را رد کرده است. یعنی آن دسته از مسائل اساسی که بايد وارد موضوع گفتگوها شوند از جمله همان قضایایی هستند که اسرائیل اساساً آنها را رد کرده است و به هیچ عنوان از آنها دست بر نخواهد داشت تا این مناطق بخشی از دولت فلسطینی شوند.
گمان هواداران صلح عربی این است که دولت آمریکا در ازای عقب نشینیهای آنان بعضی تضمینهایی را ارائه خواهد داد تا شاید اسرائیل هم اطمینان یابد و عقب نشینی کند. ولی دولت دشمن فقط به یک دستاورد سیاسی ممتاز بسنده کرد. اسرائیل از طریق هیأتی که مستقیماً نشست عربی را مورد خطاب قرار داد و بر نقش قومی جامعه عرب شبهه افکنی کرد و هر نوع عقب نشینی – ولو به صورت شکلی و ظاهری – را رد کرد، به این دستاورد رسید.
آمریکاییها و اسرائیلیها موفق شدهاند که کشورهای جزیرة العرب و خلیج [فارس] را از ایران و گسترش نفوذ آن در منطقه – تحت عنوان خطر شیعی – بترسانند، آمریکا رهبران و بعضی از مراجع دینی و سیاسی و دولتهای محور اعتدال را واداشته است که علیه ایران دست به تحرک بزنند.
و این چیزهایی است که اعراب باید به درستی آن را درک کنند تا بین دشمن حقیقی که سرزمین فلسطین را اشغال کرده است و دوستی که دست همکاری سیاسی و امنیتی و اقتصادی به سوی آنان دراز کرده است تفاوت قائل شوند. نباید مثل جنگ عراق و ایران، اعراب گرفتار خطای جدیدی شوند.
تعیین پایانی بر اشغال عراق
از سوی دیگر ملت عراق هم چنان از وحشیگری اشغالگران آمریکایی که از طریق ارتش و شرکتهای امنیتی آمریکایی صورت میپذیرد در رنج و درد به سر میبرند و همه اینها علاوه بر جنایتهای تکفیریهاست. ما بارها اعلام کردهایم که عراق به سوی حل مشکل خود حرکت نخواهد کرد مگر اینکه پایانی برای اشغال عراق توسط آمریکا تعیین شود.
زیرا این اشغالگری آمریکایی است که عراق را وارد نابسامانیهای امنیتی کرده است و از طریق آن کل منطقه را متزلزل ساخته است.
لبنان، مشکلات سیاسی پابرجا
هنوز هم آمریکا به شکل مبهمی از مسأله لبنان حرف میزند و حرفهای کلی آنها هیچ وقت به جزئیات قضیه نمیپردازد، مگر از طریق مسائل پشت پرده که نمایندگان آمریکا و هواداران خط آمریکایی در لبنان از آن سخن میرانند. همزمان با این واقعیت بعضی از کشورهای عضو ناتو سعی دارند از بحران لبنان برای جنگ سرد تازهای بین روسیه و آمریکا استفاده کنند. این امر باعث میگردد که قضیه لبنان اشکال و ابعاد بیشتری به خود بگیرد. علاوه بر این بین موافقان و مخالفان تلاشهایی برای گفتگو در جریان است که نمی دانیم با توجه به فضایی که بعضی گروهها برای تداونم بحران جاری به وجود آوردهاند چه قدر به موفقیت میرسد. اینها با اندیشههای انفعالی بسته به تحریکآمیزی که دارند به شیوههای گوناگون به دیگران اتهام میزنند. در بین مسیحیان نیز تحت مدیریت سراسقفی مارونی تلاشهایی در جریان است تا با اختلافات سیاسی که بین کاندیداهای ریاست جمهوری وجود دارد مقابله کند.
حرف و حدیثهایی هم پیرامون تلاشهای اروپایی وجود دارد ولی خیلی دشوار است که این تلاشها به موفقیت دست یابند. ولی مشکلی که لبنان با آن مواجه است نابسامانیهای معیشتی است که فقر و گرسنگی و مرومیتهای آموزشی را بر لبنانیها تحمیل کرده است. لبنانیها احساس میکنند که آنان در وضعيت بدون دولت قرار دارند هر چند که به اسم دولت بعضی تصمیمها صادر می شود ولی دولت توان اجرای آن را ندارد. علاوه بر این مشکل دیگر مالیاتهایی است که نیازمندیهای مردم را تباه ساخته است و گرانی تمام درآمدهای فقرا و اقشار متوسط را میبلعد. مجال کار و اشتغال هم وجود ندارد و این باعث می گردد که جوانان مجبور به مهاجرت شوند.
مسأله این نیست که رئیسجمهور آینده کیست؟ بلکه قضیه این است که آیا نظام متوازنی وجود دارد که نیازمندیهای شهروندان را برآورده کند و به دور از تفاوتهای طائفهای حقوق آنان را تأمین نماید؟ و آیا در این کشور نسلی سیاسی وجود دارد که از دغدغههای فردی بگذرند و به دغدغههای ملی و مردمی توجه نمایند و به مردمی بیندیشند که آنان را از بین کسانی که به سوی تعصب و نه قضایای سرنوشتساز سوق میدهند انتخاب کردهاند؟
در پایان به مقاومت به خاطر باز گرداندن اسیران و اجساد شهدا تبریک میگوئیم و امیدواریم که این تلاشها ادامه یابد تا هیچ اسیر و عربی در زندانهای دشمن باقی نماند و تأکید می داریم که دشمن زبان عقبنشینیها را نمیفهمد بلکه ثبات و پایداری بر اصول و حفظ ورقهای قدرت برای مقابله در همه زمینهها را میفهمد.